» تفسیر المیزان - خلاصه

دعا زمانی حقیقت دارد که مدعو دارای توجه و نظری باشد که بواسطه آن اگر بخواهد بتواند نظر خود را متوجه داعی نماید و باید صاحب قدرت وتمکنی باشد که از استجابت دعا عاجز نگردد، اما دعا کردن و خواندن کسی که قدرت بر اجابت و درک و شعور نداشته باشد دعای حقیقی نیست ، اگر چه ظاهرا صورت دعا داشته باشد، پس دعای حقیقی تنها مخصوص خداست به خلاف دعائی که مشرکان به درگاه ارباب و الهه های خود می کنند، چون آنها فاقدقدرت و درک و شعور هستند و ابدا قدرت بر استجابت ندارند و به هیچ وجه آنها را بی نیاز نمی نمایند، لذا دعا و خواندن آنها امری باطل است و فقط دعوت خدا به حق است . و برای تشبیه و توضیح مطلب می فرماید آنها مانند شخصی هستند که تشنه است و می خواهد سیراب شود، اما از اسباب و مقدمات رفع عطش هیچ یک رافراهم نکرده و از آب دور است ، فقط کف دستانش را باز نموده و نزدیک دهان برده ، مسلما چنین کسی آبی به دهانش نمی رسد و از آب نوشیدن تنها صورت آن را نشان داده و تقلید نموده و این افراد هم از دعا کردن فقط صورت خالی ازمعنا را تحقق بخشیده اند.